صبح امروز جمعه سردار سرافراز اسلام حاج قاسم سلیمانی به همراه ابومهدی مهندس از فرماندهان مقاومت پس از عمری مجاهدت در حمله بالگردهای آمریکایی در فرودگاه بغداد به شهادت رسید.

پایگاه خبری‌وتحلیلی«صبح‌شد»: صبح امروز جمعه سردار سرافراز اسلام حاج قاسم سلیمانی به همراه ابومهدی مهندس از فرماندهان مقاومت پس از عمری مجاهدت در حمله بالگردهای آمریکایی در فرودگاه بغداد به شهادت رسید.

بر اساس اعلام پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا، دستور این حمله هوایی را دونالد ترامپ، رئیس جمهوری و فرمانده کل قوای این کشور صادر کرده بود.

در پی این اقدام تروریستی حضرت ‌آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی سه روز عزای عمومی اعلام کردند.

وزارت  امور خارجه هم با صدور بیانیه ای این اقدام تروریستی رژیم‌ آمریکا را محکوم کرد و نشست فوق العاده تشکیل داد. همچنین سفیر سوئیس در تهران به عنوان حافظ منافع آمریکا در ایران به وزارت امور خارجه احضار و مراتب اعتراض شدید ایران به آمریکا به وی اعلام شد.

سخنگوی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی هم با تسلیت شهادت غرورآفرین سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی فرمانده پرافتخار نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد: از ساعاتی دیگر جلسه فوق العاده شورای عالی امنیت ملی برای بررسی اقدام جنایتکارانه حمله به خودرو سردار سلیمانی در بغداد که منجر به شهادت ایشان شد، برگزار می‌شود.

یک فعال رسانه ای از نحوه مواجهه خود با فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه اینگونه می نویسد: تصویر قاسم سليمانی برای من همان مردی است در سالن ترمینال شماره۶ فرودگاه مهرآباد با یک سرباز لباس‌شخصی که چمدان کوچک او را در دست داشت؛ سال ۹۳ بود. هرچه اطراف را گشتم محافظ پیدا و پنهان ندیدم. مقصد او کرمان بود و ما هم برای حضور در مراسمی عازم کرمان بودیم. برایم عجیب بود چطور

ژنرال مهمی چون قاسم‌سلیمانی فقط با یک سرباز سفر می‌کند، بدون محافظ. پشت‌سر او رفتم ببینم از گیت سپاه هم عبور می‌کند یا مسیر دیگری می‌رود. مانند دیگر مسافران کت خود را درون سبد گذاشت و زیر دستگاه ایکس‌ری رفت. مامور سبز پوش سپاه او را نشناخت و درخواست کرد کفش‌هایش را در بیاورد.

آن سرباز ریزاندام با موهای کوتاه هم هیچ نمی‌گفت. ناخودآگاه به مامور سپاه گفتم: آقای قاسم‌سلیمانی هستند! مامور دست‌پاچه شد و گفت: ببخشید سردار! آقای سلیمانی خندید، به‌پشت سر نگاه کرد و به او گفت کار خودتان را انجام دهید.

آقای قاسم‌سلیمانی رفتیم، خیلی گرم گرفت. پرسیدم: جناب آقای سلیمانی، چرا از پاویون نمی‌روید؟ پاسخ داد: سفرهای داخلی نیاز به این کارها نیست. دوباره پرسیدم: محافظ هم ندارید؟ گفت: واقعا داخل ایران نیازی نیست. مانند سایر مسافران سوار اتوبوس شد. منتظر بودم در صندلی بیزنس‌ هواپیما بنشیند که باز هم چنین نشد و روی یک صندلی اکونومی نشست، سرباز هم کنارش. آنچه در طول همین دیالوگ‌ها با حاج قاسم‌سلیمانی و رفتار او دیدم آرامش عجیب در کلام و افتادگی و متانت در رفتار بود. وگرنه قاسم همان رفتار مامور گیت سپاه با منشی یک مدیر استانی حتما ایجاد چالش می‌کند.

انتهای پیام/

برچسب ها

ارسال نظر