فرض بفرمایید یک کسی به من چاقو زده است. به ظلم به زور یا به ناحق.

پایگاه خبری‌وتحلیلی«صبح‌شد»: دکتر فرهنگ هولاکویی: فرض بفرمایید یک کسی به من چاقو زده است. به ظلم به زور یا به ناحق.


درستش این است که من بروم بیمارستان و از دکتر بخواهم این چاقو را دربیاورد و از او خواهش کنم کاری کند که جایِ زخم هم نماند؛ اما بعضی از ما دلمان می‌خواهد این چاقو را همانگونه در بدنمان نگه داریم و یا هزار بار آن را دربیاوریم و دوباره به خودمان بزنیم! این کار بیماری و گرفتاری است.

یا فرض کنید یک ماشین سرِ چهارراه به من می‌زند و میرود؛ حالا قرار است من تا آخرِ عمرم سرِ چهارراه بنشینم و بگویم ببینید این با من چه کرد؟!

من باید خیلی ابله باشم که این کار را بکنم. بنابراین وقتی ما مدام به گذشته فکر می‌کنیم مثلِ این است که یک نفر پای من را شکسته است و من پای شکسته‌ام را نگه میدارم و آن را به همه هم نشان میدهم! و عجیب تر اینکه پایم را درست میکنم و دوباره آن را می‌شکنم.

برای این که دردِ دفعه دوم بیشتر است. این کار را نکنید!

انتهای پیام/

برچسب ها

ارسال نظر

حوصین می گوید:
24 دسامبر 2019 و ساعت 17:16پاسخ

همه گذشته پر از خاطرات بد نیست،یوقتی یاد ارویش باعث میشه یچیز جدید یاد بگیریم،یا اینکه تکرار لحظات قشنگش باعث اروم شدن روح ادم میشه،کللیت این حرف ولی درست هست،گذشته برای گذشته هست.فقط نظر شخصی من هست،تشکر.