سه شنبه ۲۳ شهريور ۱۴۰۰ ساعت ۰۹:۳۱
کد مطلب : ۴۶۵۶
plusresetminus
بهشت زهرای تهران همچنان روزهای شلوغ و پر از اندوهی را می‌گذراند روزهایی که مرگ، بیش از هر زمانی خودش را به ما نشان می‌دهد.
روایتی از روزهای شلوغ بهشت زهرا
صبح‌شد: اینجا همه چیز بوی مرگ می‏دهد، بوی گلاب و کافور. تا چشم کار می‏کند، همه مشکی پوشیده‏اند. از هر گوشه و دالان، نوایی غمگین شنیده می‎‎شود؛ همهمه، شیون، جیغ و صدای گریه و بعد صدا‌ها آرام می‏گیرد و صدای بلندی می‏گوید: «بلند بگو لااله‎الاا...» و دوباره زیرصدای گریه و شیون شنیده می‏شود. داستان همه آرامستان‎ها همین است، صدای موسیقی همه‏شان حزن‌انگیز و پر از اشک است؛ اما ۱۹ ماه است که ساز ناکوک ویروس کرونا، آرامستان‎ها را شلوغ‎تر کرده است. دیروز ۴۴۸ هموطن، جان خود را به دلیل ابتلا به بیماری کرونا از دست دادند. به این عدد باید مرگ و میر ناشی از بیماری‏ها، مرگ طبیعی و تصادفات را هم اضافه کرد تا بدانیم این روزها، چقدر آرمستان‏های کشور شلوغ و پرتردد است. هرچند مدیرکل اداره سلامت شهرداری تهران دیروز از این گفت که در شش روز گذشته آمار فوتی‏های ناشی از کرونا در تهران ۱۵ درصد کاهش پیدا کرده است، اما آن‌طور که کارمندان و مسوول روابط‌عمومی سازمان بهشت زهرا می‎گویند، در تهران هر روز ۳۵۰ تا ۴۰۰ متوفی در خانه ابدی‏شان آرام می‏گیرند. هرچند که همه‌چیز در بهشت زهرا، با نظم خاصی انجام می‏شود، با این وجود، اما مشکلات ریز و درشتی وجود دارد که از نظر شهروندان باید حل شود. بزرگ‌ترین مشکل این روز‌های شهروندان در بهشت زهرا، مدت‌زمان انتظار طولانی است. انتظار یک ساعت و نیم تا دو ساعته در هر بخش اداری، این روز‌ها تاب و توان شهروندان را در بهشت زهرا گرفته است و به خطر ابتلا به ویروس، دامن می‌زند. چراکه بسیاری از افرادی که در سالن‏های انتظار هستند و برخی از کارکنان، از ماسک استفاده نمی‏کنند. به‌جز این، اما تامین هزینه قبرها، برای برخی از شهروندان دغدغه‌ای جدی است. با وجود این‌که گفته می‌شود هر تهرانی، قبری مجانی در بهشت زهرا دارد، اما شهروندان از این گلایه دارند که باید هزینه پرداخت کنند.

‌نرسیده به ساختمان آجری، ترافیک شروع می‌شود. نزدیک در ورودی، ترافیک اتومبیل‌ها و رفت وآمد مراجعان بیشتر می‌شود. زن و مرد، همه لباس مشکی به تن کرده‌اند. دوسه مرد، بدون ماسک، داد می‌زنند: «گل... غذا... رزرو...» اینجا ساختمان عروجیان بهشت زهرای تهران است.
انتظار‌های کشنده
 سالن پذیرش، جایی کنار در ورودی قرار دارد. حیاط پر از جمعیت است. بیشتر جمعیت این بخش مردانی هستند که با تلفن همراه صحبت می‏کنند. یک نفر از پشت تلفن داد می‏زند: «گل و حلوا را سفارش دادی؟» آن یکی به زبان ترکی صحبت می‏کند. مامور انتظامات تنها یک نفر را با مدارک می‌فرستد به داخل سالن و اجازه ورود به کسانی که مدارک ندارند، نمی‏دهد؛ اما از پشت شیشه سالن هم می‌توان دید که در محل پذیرش متوفیان، صف‌های طولانی تشکیل شده است. مرد میانسالی که زیر سایه درختی ایستاده، می‌گوید: «یک ساعت است که منتظریم تا کار‌های پذیرش‌مان تمام شود.» مادر همسر مرد، به دلیل ابتلا به کرونا در بیمارستان جان خود را از دست داده است. مرد آه می‌کشد و می‌گوید میت روی زمین مانده و کار‌های پذیرش این‌قدر طولانی شده است؛ سرتکان می‏دهد و پکی به سیگار می‏زند. برای مرد جوانی هم که مات و مبهوت روی زمین نشسته، مدت‌زمان انتظار طولانی است؛ مرد جوان توضیح می‏دهد که برادر بزرگ‌ترش برای انجام کار‌های پذیرش، یک ساعت و نیمی می‏شود که در سالن است. مرد زیر لب حرف می‏زند. می‏گوید که حال پدرش خوب بود، با هم نشسته بودند و تلویزیون می‏دیدند، بعد، اما به یکباره حالش بد شد و به دو روز نرسیده، به دلیل ابتلا به بیماری کرونا جان خود را از دست داد. حرفش که به اینجا می‏رسد، آه و اشک، چاشنی صدایش می‏شود.
در سالن تحویل میت نیز زمان به کندی می‏گذرد. زن تکیه داده به دیوار و چشم دوخته به صفحه نمایشی که نام هفت میت رویش نقش بسته است؛ پنج میت در حال شست‌وشو و دو میت در حال آماده شدن برای خروج و تحویل به خانواده و بستگان است.
 می‏گوید یک ساعت و نیم است که منتظرند تا میت‌شان از غسالخانه بیرون بیاید. هر دو سه دقیقه یک‌بار، بلندگوی سالن، نام یک متوفی را می‎خواند و بعد جمعیت زیادی از بانوان و مردان برای تحویل به طرف بخش دریافت میت می‏روند.
 پیرزن با چشم‏های پر از اشک به جمعیت نگاه می‏کند، تنهاست. چند قدم راه می‏رود و بعد دوباره می‏ایستد، چند قطره اشک می‏ریزد و دقیق نگاه می‏کند به جمعیت و دوباره از نو راه می‏رود.
 پاهایش سنگین و شانه‏اش خمیده است، انگار باری را بر دوش می‌کشد. با صدای گرفته می‏گوید از ساعت ۸ صبح در سالن انتظار نشسته تا پسرش، همسرش را از سردخانه بیمارستان ترخیص کند. او توضیح می‏دهد که همسرش بیماری سرطان داشته و به دلیل ابتلا به بیماری کرونا، در خانه حالش بد می‏شود. بعد او با اورژانس تماس می‏گیرد، آن‌ها همسرش را به بیمارستان می‏برند و او در اورژانس بیمارستان جان خود را از دست می‏دهد. کار‌های ترخیص بیمارستان، اما طولانی شده است. حالا ساعت ۱۱ و ۳۰ دقیقه است و پیرزن تنها و منتظر، یک چشمش آه است و چشم دیگرش اشک.
منهای پروتکل‎های بهداشتی
از سالن پذیرش که بیرون می‏آییم، جمعیت به یکباره زیاد می‏شود، همه تنگ هم، بدون هیچ فاصله اجتماعی‏ ایستاده‏اند. برخی گریه می‏کنند و بعضی دیگر با هم حرف می‎زنند. صدای سرفه، صدای دیگری است که بعد از صدای گریه در فضا شنیده می‎شود. بعضی از مردان و زنان ماسک به صورت ندارند، راه می‏روند و سرفه می‏کنند. یک مرد میانسال کمی دورتر از جمعیت ایستاده است. ماسک به صورت ندارد، با تلفن صحبت می‏کند و با صدای غمگین حرف می‏زند. اسم چند نفر را می‏آورد و می‎گوید آن‌ها هم کرونا دارند و نتوانستند بیایند برای مراسم دفن. مرد می‏گوید خودش کرونا نگرفته است. تلفن را قطع می‏کند، دست می‏برد و اشکش را پاک می‏کند. دو سه باری سرفه خشکی می‏کند، دماغش را بالا می‏کشد، بعد آب دهانش را می‏اندازد روی زمین و راهش را می‏کشد و می‏رود.
 سالن تحویل میت شلوغ است، برای تحویل همه جمع می‏شوند و با هم متوفی را برمی‎دارند تا به سالن خواندن نماز میت بروند. برای لحظه‏ای، همه به هم می‎چسبند و بعد دور می‏شوند. سالن تحویل به یکباره شلوغ می‏شود، جمعیت زیادی پشت میتی راه می‏افتند، همه تنگ هم با ماسک و بدون ماسک ذکر «لااله‌الا‎ا...» می‎خوانند. جمعیت با قدم‎هایی کند و طولانی در سالن خواندن نماز میت جمع می‏شوند و کنار هم، شانه به شانه هم، به خواندن نماز میت می‏ایستند. پسر نوجوانی ایستاده رو به جمعیت، می‏گوید: «پیر بود، کرونا داشت.» بوی مرگ به مشام می‎رسد.
جنازه‌‎های جوان
 سالن تحویل میت، سالن انتظار، محوطه و حیاط پر از مردان و زنان پیر و میانسال است. پر از پدران و مادرانی که برای به خاک سپردن فرزندشان مراجعه کرده‏اند. پیرزنی تکیه داده است به دیوار و فریاد می‏زند: «ای کاش مادرت مرده بود و این روز را نمی‎دید.» دختر جوانی که کنار پیرزن ایستاده و آرام گریه می‌کند، می‎گوید خواهر کوچکش که تازه ۲۲ سالش تمام شده بود، به دلیل ابتلا به کرونا جان خود را از دست داده است. گریه زمانی اوج می‏گیرد که پدر، میت لاغر و کوتاهی را تحویل می‏گیرد. میت سبک به نظر می‎رسد، پدر، اما انگار بار سنگینی بر دوش دارد، کند و کشدار راه می‏رود.
 مرد میانسال، دست زن میانسال را گرفته است. هر دو تنها گوشه‏ای ایستاده‏اند و با چشم‎های تار از اشک، خیره نگاه می‏کنند به صفحه نمایشگری که نام پسرشان روی آن حک شده است. مرد می‎گوید که پسرش با دوستانش به یکی از شهر‌های شمال سفر کرد و بعد از آن به بیماری کرونا مبتلا شد. مرد تازه از بیمارستان مرخص شده و زن هم بیماری سبکی گرفته بود، تنها پسرشان، اما نتوانسته با بیماری مبارزه کند و حالا هر دو منتظرند تا پیکرش را برای سپردن به خاک، تحویل بگیرند. بلندگو اسم‌شان را صدا می‏زند. پشت میت بلندقامتی، یک مرد و زن با شانه‏های خم‌شده، آرام راه می‏روند.
میت کوتاه و لاغر، میان پارچه سفید پیچیده شده است. دو پیرمرد با شانه‎های خمیده و آرام، او را حمل می‎کنند. یکی از پیرمرد‌ها با گوشی همراهش فیلم می‏گیرد، از پشت تلفن، تصویر زن و مرد جوانی پیداست که ماسک اکسیژن زده‏اند و گریه می‏کنند. یکی از پیرمرد‌ها می‏گوید: «نوه پسری‏ام را دارم خاک می‏کنم، چه کسی فکرش را می‏کرد که پسر سالم و سرحالم با یک ویروس از پا دربیاد؟ فقط ۱۲ سالش بود.» پیرمرد گریه می‏کند و میت را می‎سپارد به آمبولانس بهشت‏زهرا تا او را به خانه ابدی‏اش ببرند.
از ۵ تا ۶۰ میلیون تومان
 همین یک ماه پیش بود که یکی از اعضای شورای شهر پیشین گفت همه تهرانی‎ها یک قبر رایگان در بهشت‌زهرا دارند، اما با ورود به ساختمان عروجیان و زمان پذیرش است که اعضای خانواده‌های متوفیان متوجه می‏شوند باید برای خرید خانه ابدی عزیزشان هزینه کنند و دست به جیب شوند. سوال بسیاری از آن‌ها این است که قبر رایگان به چه کسانی تعلق می‏گیرد؟ مرد میانسالی برای خانه ابدی مادرش حدود ۶۰ میلیون تومان پرداخت کرده است. او می‏گوید که خانه ابدی مادرش در قطعه‎های میانی بهشت زهراست و حدود ۶۰ میلیون تومان هزینه کرده و سه طبقه قبر خریده.
او می‏گوید: «باید هر سه قبر را می‏خریدم، این قبر‌ها دیگر برای خانواده ما شده است.» و می‎زند زیر گریه. برای مردی که تمام لباس‎هایش خاکی است و چشم‎های خسته‎ای دارد، اما خرید هر سه قبر، حدود هفت میلیون تومان هزینه داشته است. او می‎گوید که خانه ابدی برادرش، جایی در قطعات تازه بهشت زهرا قرار دارد. زن میانسالی که شال سیاهش، یک وری روی سرش است، از هزینه حدودا ۲۵ میلیون تومانی برای خرید قبر می‏گوید. قبری که او خریداری کرده، جایی در قطعات میانی بهشت‏ زهراست. زن آه می‏کشد و می‏گوید: «برای مردن هم باید پول بدهیم... روزگار بدی شده است.»

رعایت ۷۴ درصدی پروتکل‌ها
با رضا پورناصرانی، مدیر روابط‏عمومی سازمان بهشت زهرا، درباره دغدغه‏ها و مشکلاتی که شهروندان در سازمان بهشت زهرا با آن‌ها روبه‏رو هستند، صحبت کردیم. او رعایت نکردن پروتکل‎های بهداشتی از سوی برخی کارمندان بهشت زهرا را رد می‏کند و توضیح می‏دهد که طبق گزارش اخیر وزارت بهداشت و درمان، سازمان بهشت زهرا بالاترین امتیاز را دارد و ۷۴ درصد از پروتکل‎های بهداشتی در این سازمان رعایت می‎شود و همه تمهیدات اندیشیده شده تا از آلام و دردهای مردم کاسته شود. او ادامه می‌دهد: «ممکن است برخی از کارمندان در فضای باز و برای استراحت از ماسک استفاده نکنند، اما هیچ کسی بدون ماسک کار نمی‏کند.»
 پورناصرانی، مدت‌زمان انتظار برای انجام کار‌های اداری را طبیعی می‏داند و توضیح می‏دهد که قبل از شیوع ویروس کرونا، سازمان بهشت زهرا روزانه پذیرش ۱۶۰ تا ۱۸۰متوفی را انجام می‏داد و به طور متوسط نیز، ۴۵ دقیقه تا یک ساعت از شروع روند پذیرش تا تحویل میت و خاکسپاری، زمان لازم بود. با شیوع ویروس کرونا و افزایش متوفیان و پذیرش روزانه بیش از ۳۵۰ تا ۴۰۰ متوفی در تهران، مدت زمان انجام روند پذیرش به یک ساعت و نیم تا دو ساعت افزایش پیدا کرده است.
مدیر روابط‌عمومی سازمان بهشت زهرا، این مدت‌زمان را طبیعی می‎داند، چراکه تعداد کارمندان سازمان تغییری نکرده است و کارمندان در شیفت‌های فشرده کار می‏کنند. از طرفی ورودی و تعداد متوفیان روزانه افزایش یافته است. او همچنین درباره قیمت قبر هم توضیحاتی می‏دهد: «هزینه قبر در تهران طبق مصوبه شورای شهر تهران محاسبه می‎شود.» به گفته پورناصرانی، هر متوفی تهرانی می‌تواند یک طبقه قبر رایگان در بهشت زهرا داشته باشد که به قطعات جاری معروف‌اند و هر کسی می‎تواند از آن‌ها استفاده کند. برای احیای قبر‌های بیش از ۳۰ سال، اما شهروندان باید دست به جیب شوند و برای احیای هر طبقه حداقل پنج میلیون تومان هزینه کنند. هزینه خرید قبر‌های قدیمی، اما در قطعه قدیمی و فاز‌های ۱ و ۲ بهشت زهرا متفاوت است و ممکن است تا طبقه‏ای ۲۵ میلیون تومان هم برسد، این بدان معناست که برای خرید قبر سه طبقه، شهروندان حداکثر ۷۵ میلیون تومان هزینه می‏کنند. احیای قبر، تنها به درخواست خانواده متوفی انجام می‎شود. مدیر روابط‌عمومی سازمان بهشت زهرا عنوان می‏کند: «صیانت مدیریت سازمان بهشت زهرا (س) از کارکنان شاغل در این سازمان و همچنین شهروندان و مراجعه‌کنندگان امر بسیار مهمی است، زیرا به دلیل شتاب و چالش‎هایی که در دوران فراگیری کرونا وجود دارد، یکی از گروه‎های آسیب‌پذیر، پرسنل آرامستان‌ها هستند.» او توضیح می‏دهد در حالی که کارکنان در بسیاری از ادارات، با کاهش ساعت کاری مواجه شده‌اند، کارمندان سازمان بهشت زهرا، با افزایش ساعت کاری، حضور مستمر و حتی قرنطینه به دلیل ابتلا به کرونا مواجه شده‏اند و از حضور در جمع خانواده محروم هستند. هرچند که پورناصرانی توضیح می‏دهد که در سازمان غربالگری به صورت مستمر انجام می‌شود و اگر ابتلایی در بین کارمندان مشاهده شود، سریع برای درمان اقدام می‏شود. به گفته او تاکنون مرگ و میر ناشی از کرونا بین کارمندان
بهشت زهرا گزارش نشده است.

انتهای پیام/
http://sobhshod.ir/vdcc.pq0a2bqeela82.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما